close
تبلیغات در اینترنت
♥ عــــــاشقان رمــــــان ♥
loading...

قالب وبلاگ

♥ عــــــاشقان رمــــــان ♥

تایپ بهترین رمان ها ...... دانلود رمان برای کامپیوتر و موبایل ..... داستان های واقعی

خيلي دوستون دارم

roza15 بازدید : 81 دوشنبه 4 اسفند 1393 زمان : 17:42 نظرات ()

ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !
ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻋﺸﻖﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ

عکس

aida بازدید : 56 شنبه 29 آذر 1393 زمان : 18:46 نظرات ()

سلام بر همه عاشقان

 

4تفنگدار ضربدر 2

bahar بازدید : 82 چهارشنبه 14 آبان 1393 زمان : 19:58 نظرات ()

از زبون فاطمه

داشتم به الی میخندیدم.اخه میخواستیم اذیتیش کنیم . بدبخت دهنش باز بود چشماش گشاد . وای از تصورش هم خندم میگیرههه.خخخ صدف زد پس کلم وگفت:زهر مار .یه دفعه صدای بوق اومد .برگشتیم دیدیم یه ماشین یکم خورد به الی تو ماشین رو نگاه کردم 4تا پسر توش بودن . ما به سمت اونا رفتیم . یه دفعه 4تاشون پیدا شدن وویی خدایی من چه نازن برگشتیم سمت بچه ها دیدم اونا هم دارن به پسرا نگاه میکننو پسرا هم به ما .ساحل:هی اقا مگه کوری.پسره که راننده بود:به من چه فکر کنم دوست شما کره

الی:من کر نیستم شما بوق نزدید که من برم کنار.

پسردیگه که جلو یعنی پیش کمک راننده:گفت:آرمان بس کن.بعد به طرف ما برگشت گفت :ببخشید.

صدف خانومم جوش(درست؟) گرفت و گفت:اشکال نداره و ما رو هل داد سمت دانشکاه با بدبختی کلاسمون رو پیدا کردیم و نشستیم نیمکت های اخر. 

4تفنگدار ضربدر 2

bahar بازدید : 38 چهارشنبه 14 آبان 1393 زمان : 17:57 نظرات ()

الهام

ساحل با حرص:الهام سریع.من سه ساعت زنگ زدم بعد میایم تازه خانوم از خواب ناز بیدار شده .

من:ساحلی کمتر حرص بخور چاق میشی 

ساحل: الهام میام موهاتو از ریشه میکنم ها 

فاطی :الی سریعتر 

صدف:راست میگن الی سریعتر

من:باش

نگاه اخر رو از تو ایینه به خودم انداختم.

شلوار و مقنعه شکلاتی رنگ .کتونی و مانتو سیاه هوم خوب شدم بویم پایین

اولالا اینا چقدر خوشتیپ شدن 

خوب بریم سراغ تیپ ها

ساحل:یه مانتو و کتونی قرمز و مقنه و شلوار سیاه 

فاطمه:اونم رنگش مثل ساحل بود اما مدلش فرق بود 

صدف :یه مقنعه و شلوار سیاه کتونی و مانتو سفید

یه دفعه هر سه شون گفتن : خوردمون

من:ایش

به سمت ماشین ساحل رفتیم کمری بود 

نشستیم پیش به سوی دانشگاه. 

خوب من الهام راد فرزند مجتبی راد هستم 

قدم متوسط.چشماش خوشگل ویه رنگ بین ابی و سبز.اندامم همه میکن خوبه .اه چرا دارن اینجوری نگام میکنن.نگاهیی به دور و ورم کردم اه ماکی رسیدیم دانشکاه. میدا شدیم هرسه شون زدن پس کلمو منو با دهن باز ول کردن

4تفنگدار ضربدر 2

bahar بازدید : 48 چهارشنبه 14 آبان 1393 زمان : 17:56 نظرات ()

الهام

ساحل با حرص:الهام سریع.من سه ساعت زنگ زدم بعد میایم تازه خانوم از خواب ناز بیدار شده .

من:ساحلی کمتر حرص بخور چاق میشی 

ساحل: الهام میام موهاتو از ریشه میکنم ها 

فاطی :الی سریعتر 

صدف:راست میگن الی سریعتر

من:باش

نگاه اخر رو از تو ایینه به خودم انداختم.

شلوار و مقنعه شکلاتی رنگ .کتونی و مانتو سیاه هوم خوب شدم بویم پایین

اولالا اینا چقدر خوشتیپ شدن 

خوب بریم سراغ تیپ ها

ساحل:یه مانتو و کتونی قرمز و مقنه و شلوار سیاه 

فاطمه:اونم رنگش مثل ساحل بود اما مدلش فرق بود 

صدف :یه مقنعه و شلوار سیاه کتونی و مانتو سفید

یه دفعه هر سه شون گفتن : خوردمون

من:ایش

به سمت ماشین ساحل رفتیم کمری بود 

نشستیم پیش به سوی دانشگاه. 

خوب من الهام راد فرزند مجتبی راد هستم 

قدم متوسط.چشماش خوشگل ویه رنگ بین ابی و سبز.اندامم همه میکن خوبه .اه چرا دارن اینجوری نگام میکنن.نگاهیی به دور و ورم کردم اه ماکی رسیدیم دانشکاه. میدا شدیم هرسه شون زدن پس کلمو منو با دهن باز ول کردن

4تفنگدار ضربدر 2

bahar بازدید : 54 چهارشنبه 14 آبان 1393 زمان : 17:55 نظرات ()

الهام

ساحل با حرص:الهام سریع.من سه ساعت زنگ زدم بعد میایم تازه خانوم از خواب ناز بیدار شده .

من:ساحلی کمتر حرص بخور چاق میشی 

ساحل: الهام میام موهاتو از ریشه میکنم ها 

فاطی :الی سریعتر 

صدف:راست میگن الی سریعتر

من:باش

نگاه اخر رو از تو ایینه به خودم انداختم.

شلوار و مقنعه شکلاتی رنگ .کتونی و مانتو سیاه هوم خوب شدم بویم پایین

اولالا اینا چقدر خوشتیپ شدن 

خوب بریم سراغ تیپ ها

ساحل:یه مانتو و کتونی قرمز و مقنه و شلوار سیاه 

فاطمه:اونم رنگش مثل ساحل بود اما مدلش فرق بود 

صدف :یه مقنعه و شلوار سیاه کتونی و مانتو سفید

یه دفعه هر سه شون گفتن : خوردمون

من:ایش

به سمت ماشین ساحل رفتیم کمری بود 

نشستیم پیش به سوی دانشگاه. 

خوب من الهام راد فرزند مجتبی راد هستم 

قدم متوسط.چشماش خوشگل ویه رنگ بین ابی و سبز.اندامم همه میکن خوبه .اه چرا دارن اینجوری نگام میکنن.نگاهیی به دور و ورم کردم اه ماکی رسیدیم دانشکاه. میدا شدیم هرسه شون زدن پس کلمو منو با دهن باز ول کردن

فصل ها

ahmad بازدید : 66 یکشنبه 27 مهر 1393 زمان : 22:23 نظرات ()

زیبا

s.t.r

ahmad بازدید : 45 یکشنبه 27 مهر 1393 زمان : 21:20 نظرات ()

بیا تو

ریتم عاشقی

311149 بازدید : 107 چهارشنبه 5 شهريور 1393 زمان : 13:48 نظرات ()

درمورد دختری است به نام آرنوشا که بر اثر اتفا قاتی خانواده او به آرنوشا شک میکنند و...

ریتم عاشقی

311149 بازدید : 82 چهارشنبه 5 شهريور 1393 زمان : 13:42 نظرات ()

درمورد دختری است به نام آرنوشا که بر اثر اتفا قاتی خانواده او به آرنوشا شک میکنند و...

تعداد صفحات : 6

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 56
  • کل نظرات : 72
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 371
  • آی پی امروز : 10
  • آی پی دیروز : 14
  • بازدید امروز : 92
  • باردید دیروز : 18
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 92
  • بازدید ماه : 524
  • بازدید سال : 716
  • بازدید کلی : 167,060
  • کدهای اختصاصی

    قالب وبلاگ