close
تبلیغات در اینترنت
عشق و انتقام
loading...

قالب وبلاگ

♥ عــــــاشقان رمــــــان ♥

گوشی روبرداشتموبه عسل زنگ زدم ولی جواب نمیداد می خواستم قطع کنم که جواب داد -الو وای سلام اجی یه خبر خوب من تا 2هفته دیگه میام فقط صدای هق هق میود نگران شدم -عسل؟عسل عزیزم چته؟ تو رو خدا یه چیزی بگو _هلیا هیراد... -هیراد چی؟ جون به لبم کردی -باهام بهم زد... وصدای هق هقش بلند شد صداش اعصابمو…

عشق و انتقام

nafas بازدید : 73 دوشنبه 9 ارديبهشت 1392 زمان : 22:07 نظرات ()

گوشی روبرداشتموبه عسل زنگ زدم ولی جواب نمیداد می خواستم قطع کنم که جواب داد

-الو

وای سلام اجی یه خبر خوب من تا 2هفته دیگه میام

فقط صدای هق هق میود نگران شدم

-عسل؟عسل عزیزم چته؟ تو رو خدا یه چیزی بگو

_هلیا هیراد...

-هیراد چی؟ جون به لبم کردی

-باهام بهم زد... وصدای هق هقش بلند شد صداش اعصابمو خورد می کرد هیچ وقت تاقت گریه هاشو نداشتم او مدم واسه دلداریش چیزی بگم که  که یهو  صدای جیغش بلندشدو صدای  وحشتناک برخورد دو تا ماشین

_عسل

عسل

عسل تو رو خدا جوا ب بده

عسل عزیزم

جواب نمیداد فقط صدا های مبهمی میومد شروع کردم به جیغ زدن نه خدا عسل نه عسل خواهش می کنم و زجه میزدم

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امروز پرواز داشتم به ایران حالم خیلی  خراب بود نتونستم بلیطمو عوض کنم واسه همین واسه تشییع جنازه نبودم

شهاب دم در منتظرم بود خیلی کلافه بود اینو از حرکان هیستیریکش می تونستم تشخیص بدم  سوار ماشین شدیم وقتی رسیدیم

فرودگاه  پیاده شدیمو رفتیم داخل .... برای خدافظی بغلش کردم که گفت

-هلیا خانومم مطمینی می خوای این کارو کنی؟ خواهش میکنم این کارو  با منو خودتو عشقمون نکن خواهش میکنم

ازش جدا شدمو گفتم

- نمی نونم شهاب به خدا نمیتونم به این راحتی بگزرم درکم کن

دوباره بغلم کردو در حلی که اشک میریخت گفت 

-یعنی گذشتن از منو عشقمون  راحت تره؟

با بغض گفتم شهاب خواهش میکنم عذابم نده بعدم

گونشو بوسیدمو گفتم دوستت دارم اروم از تو بغلش اومدم بیرونو

چمدونم کشیدمو همون طور که اشک میریختم  سوار هواپیما شدم

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------وقتی رسیدم کسی نبود خودم بهشون نگفتم تنها کسی که میدونست عسل بود که اونم....  با یاداوری عسل اشک از چشمام جاری شد یه دسمال از کیفم در اوردمو اشکامو پاک کردم

 بعد از اون مکالمه ی تلفنی که با عسل داشتم  کسی بهم زنگ نزد تا خبرشو بهم بده  هر چیم زنگ میزدم کسی جواب نمیداد معلوم نیست تو چه حالتی بودن که گوشیم جواب نمیدادن  فقط برای اینکه یه امیدی داشتم که شاید عسل تو اون تصادف نمرده باشه زنگ زدم به هیراد  اما متاصفانه...... تنها کسی که میدونست من دارم میام هیراد بود اونم انگار به کسی نگفته بود بی ادب حتی نیومد دنبالم   می خواستم تاکسی بگیرم که دیدمش لبخندی زدم نه بابا انگار کمی اب و شخصیت داره

_سلام هلیا خانوم

-سلام چرا زحمت کشیدین خودم میومدم

- خواهش می کنم تعارف بزارین کنار

باهم راه افتادیم توی ماشین به هیراد گفتم

-مرگ عسل برای همه ی ما دردناک بود اما برای شما    باید خیلی دردناک تر بود ه باشه از چهر تون پیداست خیلی داغونو خسته میزنین

راست میگفتم ته ریشاش در لاومده بود با یه نگاه داغون سروضعشم که خیلی  داغون تر بود

_شما تو اون چند وقتیم که عسل میومد پسشمو بهم سر میزد طاقت نمیوردین دیگه الان که میدونین نه مینونین ببینینش نه میتونین صداشو بشنوین...دیگه اشکام سرازیر شد هیرادم یه جا  ترمز کرد و زد زی گریه منم گریم شدت گرفت  اونم وقتی میدیدمش  که چه حالو روزی داره  اون عسلو کشته اون باعث مرگ عسل شده اون وقت...

وقتی رسیدیم  وقتی رفتم داخل خونه وقتی بابامو دیدم که شو نه هاش خم شده وقتی مامانو دیدم با اون چشای قرمز وقتی رفتم داخل اتاق مشترک منو عسل و خاطرات رو سرم خراب شدن اون موقع بود که چشام یخ بست اون موقع بود که زندگیم یخ زد اون موقع بود که واسه تصمیمم استوار تر شدم اون موقع بود که لحظه  شماری می کردم برای وقتش اون موقع بود که................................................................................................................... .

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 56
  • کل نظرات : 72
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 371
  • آی پی امروز : 10
  • آی پی دیروز : 14
  • بازدید امروز : 47
  • باردید دیروز : 18
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 47
  • بازدید ماه : 479
  • بازدید سال : 671
  • بازدید کلی : 167,015
  • کدهای اختصاصی

    قالب وبلاگ